-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت عباس علیهالسلام
دستی که سهم دست تو شمشیر کرده است سهم رقیه را غل و زنجیر کرده است مویـم سـفـید بود، قـدم هـم خـمـیده شد آری مـصیبت تو مرا پـیـر کرده است ماهِ هزار تکّه! شدی پخش روی خاک نیزه تو را در علقمه تکثیر کرده است در حیرتم که قدرت یک ضربۀ عمود سردار را چگونه زمینگیر کرده است بد جـور بین ابـرویت از هـم شکـافـته اصلاً تمام شکل تو تغـیـیر کرده است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
ای اذان گوی حرم، شبه پیمبر چه کنم تو بگـو با غمت ای لالۀ پرپر چه کنم قدرتی نیست به زانـو که قـدم بـردارم شد زمین خوردنم امروز چو حیدر چه کنم زنـده شـد در نـظـرم یاد مـدیـنـه اکـبر شده پهلوی تو چون پهلوی مادر چه کنم غیر مـمکن شده تا بوسه بگـیرم از تو بس که پاشیده شده جسم تو اکبر چه کنم لحظۀ جمع تو یک جمع به من خندیدند با تن ریخـتـهات در بر لشکـر چه کنم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
گـفـتم عـصای پـیـری بابا شوی، نشد اللهُ اکـبــری بـه اذانهـا شـوی، نـشـد من آمـدم که باز هم آغـوش هم شویم میخـواستم تو نیـز مهـیـا شوی، نشد کارَت دگر ز مرهم و دارو گذشته است چـیـدم کـنار هم که مـداوا شوی، نشد با دست خویش لختۀ خون از دهان تو بیرون کشیدهام که تو احیا شوی، نشد برخیز و باز غیرت خود را نشان بده از قـصد، عـمه آمده تا پا شـوی، نشد خـیـلی تـلاش کـردهام امـا نـمـیشـود میخواستم که روی عبا جا شوی، نشد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
تشریح شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
گـرفـته بر سـر دامن سـر جـوانـش را و داده است ز کف طاقت و توانش را برای اینکه ببـیند جـوان خود را خوب نشست و پاک نمود اشک دیدگانش را صدای خـنـدهشان تا رسید نفـرین کرد ز سوز سیـنۀ خود جـمع دشـمنـانش را بـرای این که بگـوید دوبـاره یک بـابـا گرفـت خـون مـیـان لـب و دهـانـش را مـردد است که تا خـیمهها که را بـبرد تن شـریف جـوانش یا قـد کـمانـش را؟ و ساعتی پس از این روی نیزه میبیند سر عـزیز خـودش را سر جـوانش را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
حــتـی تــصـوّر غــم دنـیــا بــدون تـو آتـش کـشـیـده بـر جـگـر مـا بـدون تـو چیزی بگو به خاطر بابای مضطـرت جانـش رسـیده است به لـبها بدون تو بالای پـیـکـر تو تـمـام حـسـین ریخـت چـیـزی نـمـانـده است ز بـابا بـدون تو اینکه دوباره قـامت او راست میشـود افــتــاده بـیـن شـایـد و امــا بــدون تـو وقتی توان حرف زدن در گلوت نیست ای اُف به هر چه نغمه و آوا بدون تو از نیزهای که خورده به پهلوی اطهرت افـتـاده یـاد پـهــلـوی زهــرا بـدون تـو با تیغ و نیزه جسم تو را پخش کردهاند جایی نمانـده است به صحـرا بدون تو تو میروی و بـاد سـراسـیـمـه میبـرد داغ تـو را به خـیـمـه زنهـا بـدون تو قبل از غروب بود سرش روی نیزه رفت طاقـت نـداشت مـأذنـهات را بـدون تـو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
آسمان در نظرت تیره شده چون دود است تشنگی از لب خشکـیدۀ تو مشهود است قطعه قـطعه شدنت را همگی خـندیـدند! کوفیان را ز قدیم عاطفـهها کمبـود است چه بـلایی به سرت آمـده ایـنگـونه شدی راه سینهت پسرم بسته شده مسدود است عـمهات را بـنـگـر بـا غـم انـدوه رسـیـد دشـمنت را بنگـر که چـقدر آسوده است هرچه کردم نشد از روی زمین ات ببرم قطعههای بدن توست که نا محدود است آه ای اهــل حــرم زود بـه دادم بـرسـیـد اینکه مثله شده است دار و ندارم بود است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
مجلس ختم حسین است! علی محتضر است! داغ جـان دادن اولاد به قـلـب پـدر است این علی نیست فقط احمد و حیدر هم هست روضهاش بین محرم رمضان و صفر است یا پـسـر مُـرده شـده یـا که بـرادر مُـرده هرکجا دیدی اگر دست کسی بر کمر است! پُـر شـده کـل بـیـابـان ز عـلی بن حسین این پسر دیگر ازین لحظه هزاران پسر است سر زخمش سر مولاست کهرفته به سجود پهلویش پهلوی زهراست که در پشت در است یک طرف تیغ زیاد و طرفی نیـزه زیاد یکطرف کمشده و یکطرفش بیشتر است در عـبا قطعه به قطعه علی اکبر چـیدند یا که در طشت حسن اینهمه پاره جگر است ای جـوانـان بـنی هـاشـمی آمـاده شـویـد که دگر مـوقـع تـشیـیع تن دو نفـر است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
تمام غـیرت من زیر دست و پـا مـانده دوبـاره دسـت دلـم غـرق ربّـنـا مـانـده کبوترانه تو هم پر زدى و عشق شدى نگـاه حـسرت من بـین روضهها مانده براى فـاتحـهخـوانى زبـان نمیچـرخد امان بُریـده ز من باز بغـض وامـانـده زمانه بى تو عزیزم چه زود پیرم کرد زمانـه بعـد تو اصلا بـگـو چـرا مانـده ببین چه لشکر ما بى تو سوت و کور شده چـرا صـداى تو در سـیـنۀ تو جا مانده شبیه مـادرمان سیـنـهات ترک خـورده دوبـاره در غـم سخـتى قـدم دوتا مانده بـلـنـد قـامـت مـن روى خـاک افـتـادى پدر نشـسـته و یک جسم در عـبا مانده نفس بکـش پسرم تا که جان بگیرم من هـنوز روضـۀ سـلـطان کـربـلا مـانـده هـنـوز درد غـریـبـى هـنـوز تـنـهـایـى هـنـوز اشـک یـتـیـمـى بـچـهها مـانـده به وسعت هـمۀ دشت جا به جا شدهاى چگونه خـیـمه برم پـیکـرت کجا مانده بـلـنـد شـو پـسـرم تا نـبـیـنـم عـمـۀ تـو میـان حـجـمۀ یک مـشت بیحـیا مانده
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
بر زمین جـز بدن پـرپـر تو نیست علی گوشهای جمع چرا پیکـر تو نیست علی نفس آهسته بکش، دور و برت لاله نکار غیر خونابه که در حنجر تو نیست علی خواستم بوسه زنم بر تن زخـمی شدهات جای سالم که ز پـا تا سر تو نیست علی عمهات هـست برای من و تو گـریه کند خوب شد کرب و بلا مادر تو نیست علی بس که تغـییر نمودی به خودم میگویم: این به خون خفته علی اکبر تو نیست، علی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
گرفته دستهای خیمه دامان جوانش را علی که میرود پس خیمه داد از دست جانش را پسر طاقـت ندارد تا ببـیـند اشک بابا را پدر طاقت ندارد رفـتن سرو روانش را نوای العطش از عمق جان علقمه برخاست میان کـام بـابـا میگـذارد تـا زبـانـش را عنان مرکبش رفت از کف روح الامین بالا به دست نیزه بخشیده است انگاری عنانش را پدر بی تاب چون ابربهاری؛ اشک میریزد به چشم خویش دیده برگ ریزان خزانش را پدر از چشم هایش پیش او دُرّ نجف میریخت بشوید تا عقیق سرخ اطراف دهانش را پدرصورت به صورت میگذارد روضه میخواند پسرهم میدهد دق ؛ ذرّه ذرّه روضه خوانش را اذان ظهر معـمولا مناره اشک میریزد به روی نیزه وقتی سردهد اکبراذانش را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
وقتی که پیکـر پسـرم تکّه تکّه شد آهی کـشیدم و جگـرم تکّه تکّه شد تـاریکـی آسـمـانِ امـیدِ مرا گـرفت تـنها سـتـارۀ سـحـرم تکّـه تکّـه شد درهم شکست تا که ستون خیام من قلب تـمـام اهـل حـرم تکّـه تکّه شد این جذر و مد نیـزه امان مرا بُرید اکـبـر مـقـابل نـظـرم تکّـه تکّه شد این ریز ریز ریخته روی زمین علی است!؟ زینب بـیـا، پـیامـبـرم تکّـه تکّه شد دیدم شکاف پهلو و رفتم به پشت در تـا مـیـوۀ دلـم به بـرم تکّـه تکّه شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
بر کـینههای کهنه ز حـیدر اضافه شد به بغـض ها ز فـاتح خـیـبر اضافه شد تا گـفت علی؛ مـنم نـوۀ مـرتضی علی دیدم که چـله چله به لشکـر اضافه شد هر کس که تیر و نیزه و شمشیر و سنگ داشت بر حـلـقـۀ محاصره یکـسر اضافه شد هی تیغ تیغ تیغ! عجب جذر و مدی است! هی زخم زخم زخم به پیکر اضافه شد وقتی که پهـلویش هـدفی راه دست شد بر داغ او مـصیـبت مـادر اضـافـه شد یک نـیـزه آخـر از بـدن او جـدا نـشـد عضوی جـدید بر تن اکـبـر اضافه شد جز هلهـله به گـوش صدایی نمیرسید که نـالههای زینب مضطـر اضافه شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
در کنار نعش تو چـشمم سیاهی میرود از شب عمرم چراغ صبحگاهی میرود تا که دیدم ارباً اربا گـشتهای ای نازنین جان من از پیکرم خواهی نخواهی میرود تیغ ابرو و صف مژگان تو از دست رفت میروی و از برم گـویا سپاهی میرود در یم خون تکههایت مثل ماهی میپرند دست و پا که میزدی هر تکه راهی میرود مثل کوهی بودی و از بس که غارت شد تنت سوی خیمه از تو چندین برگ کاهی میرود بر سرت تاجی است از خون و عبا تخت روان گل بریزید اکبرم بر تخت شاهی میرود یک علی رفته به میدان صد علی برگشته است از شماره پارهها چـشمم سیاهی میرود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
تا که عـقابت با سوارِ خویش، پر زد طوفانِ پائـیزی به بـاغ من ضرر زد آه ای امیـد خـیمهها!؛ وقـتی که رفتی افتاد، از پا زینب و دسـتی به سر زد بالا بـلـنـدم!؛ کـاش مـیبـسـتی نـقـابی چـشمِ حـرامیها تو را آخـر نظـر زد ای سَروِ گـلزارم؛! خـمیدم تا که دیدم گلچین؛ عصای پیریام را با تبـر زد »اولادُنا اَکـبادُنا» تفـسیرش این است هر زخمِ تو؛ زخمِ عمیقی بر جگر زد آییـنـۀ من!؛ بـا شکـستِ تو شـکـسـتـم هر کس تو را زد؛ ضربهای هم بر پدر زد با هر رجز تا اینکه گفتی نام خود را با بغض حـیدر؛ دشمنت هم بیشتر زد ای کـاش، دیگـر هـیچ بـابـایی نـبـیـند این آتـشـی کـه بـر دلـم داغ پـسـر زد جان خودم را میدهـم؛ اما تو برگـرد ای کاش میشد؛ چون به جان تو میارزد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
تو کیستی که پدر اینچنین اسیر تو شد جوان تـرین قـبـیله، قـبـیله پیـر تو شد اذان بگـو که اذانت دل از بـلال ربود صفا بـده به نـمازم، نـماز گـیر تو شد تو میروی به سلامت، دعام پشت سرت نگـاه عـمـۀ تو جـوشـنِ کـبـیـر تـو شد برای العـطـشت، کـام تـشـنۀ من و تو ببین بـرادرم عـباس سـربـزیـر تو شد چقدر دور و بر تو شـلـوغ شـد نـاگـاه چقدر دست اجـل راهی مـسـیر تو شد چه آمده به سر من که خواهـرم زینب ز خیمه آمده بیرون و مستجـیر تو شد چه آمـده به سـر تـو، عـلـی اکـبـر من کنار این تن پرپـر، حـسین پـیر تو شد برای بدرقـۀ شـرحـه شـرحۀ جـسـمت ببین پـیـمـبر خـاتـم عـبـابـگـیـر تو شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
غـافـلم، بـاز خـبـردارم کن یوسف فـاطمه، بـیدارم کن بـار سنـگـیـن گــنـاه آوردم از سر لطف، سبک بارم کن ای طبـیـبی که پی بیماری نظـری بر دل بـیـمارم کن آمدم تـوبه کـنم، پـاک شوم مهربان، خالی از اغیارم کن کمکم کن نروم سمت گـناه با کتک هم شده وادارم کن بین عـشاق حسین بن علی بیبـهـایم، تو بـهـادارم کن آمـدم بین عـزا جان بـدهـم کـشـتـۀ قـافـلـه سـالارم کن وسـط گـریه، میان روضه لحـظهای لایـق دیـدارم کن بر غـم ذبح عـظـیم اصغـر تا خود حـشر گرفـتارم کن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیهالسلام
در عـرش خـدایِ حـیّ داور مکـتوب شدست با خـط زر شـد دین خـدا رهـین اربـاب شـد کـربـبلا رهـیـن اصغـر نـوزاد ولـی بـزرگ تـاریـخ شیرخواره ولی حسین دیگر هرچند که کوچک ست دستش صدها گره وا کند به محشر در آل عـلی همه بـزرگ اند مـانـنـد عـلـیِ اکـبـر اکـبـر! در قـافـلـۀ حـسین خـورشید بر خـیـمه گه ربـاب محـور اول ز هــمــه قــیــام کــرده هـرچـنـد رسـیده است آخـر یک خطبه بدون حرف خوانده شرحـش بشود هـزار مـنـبر تـا دیــد غــریــبـی پــدر را آمــادۀ رزم گـشـتـه بـا سـر خـشکی لـبش عـزای زینب بـد خــوابـی او بـلای مـادر امـروز ولـی بـه دست بـابـا بـا دیـدۀ تـر زده به لـشـگـر برخـواسته حـرمله به قـصد پـاشـیـدن حــنـجـر کـبــوتـر یا رب چه کـنـد حـسین حالا تـیـرسـت بـه قـد او بـرابـر! اوضاع سر از گـلوش بدتر اوضاع گـلـو ز سـیـنه بـدتر قــنـداق مـزاحـم پــرش شـد تـا کـه بـزنـد دوبـاره پـرپـر ای کـاش کـه تـا ابـد نـیـایـد مردی بشود خجـل ز همسر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اصغر علیهالسلام
تشنه شدی و ساقۀ شعـلهورت شکـست چون چوبِ خشک هر دو لب لاغرت شکست هر سـو دویـد مـادر تو زمـزمی نـبـود طفل ذبیح خیمه، دل هاجـرت شکـست با گـریۀ تو هـر دویـمان آب میشـویـم با گریهات غرور پدر مـادرت شکست نامت علی است، محترمی مثل مرتضی این احـترام، ارثـیـۀ حـیـدرت شـکـست میخـواسـتم برای تو کـاری کـنم، نـشد خیلی دلم برای دو پـلک ترت شکـست تا باد تـیر حـرمـلـه از چـلـهاش گذشت مانند یاس خشک شده حنجرت شکست این حجـم تیر کـل تنت را گـرفته است مانـند مـادرم هـمـۀ پـیـکـرت شـکـست خون گلوی تو به روی صورت من است از بس که بی هوا قدح کوثرت شکست با فکـر پـاسـخی که بگـویم بـه مـادرت بُهتم کنار جسم و تن بی سـرت شکست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اصغر علیهالسلام
از عطش مستی و در سینه شَرَر داری تو گریه سر کردهای و حالِ دگر داری تو ظاهراً دستِ تو بسته است در این قنداقه بال، واکردهای و عـزمِ سـفـر داری تو سر کـشیدی که ببـیـنـند و گلو را بزنند ای جگر گوشۀ من بسکه جگر داری تو بـی زره آمـدهای حــیـدرِ در گـهـــواره نه به کف، تیغ گرفتی نه سپر داری تو حرمله عـقدۀ خود را سرِ تو خالی کرد ارثی از محـسن و افـتـادنِ در داری تو بی هوا حنجرِ تو پاره شد و خون پاشید کِی، تـوانِ لگـدِ تـیـرِ سه پـر، داری تو من سـرِ تـشنکیِ تـو به هـمه رو زدهام پسرم جـای، در این قـلبِ پدر داری تو با چه روئی پـسرم سوی حـرم برگردم مـادری دلـنـگـران، دیـدۀ تر، داری تو خـونِ تو کـارِ عـلـمـداریِ عـبـاس کـند با همین پیکرِ بیسر شده، سرداری تو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیهالسلام
پلک تو را که ریخته چشم شکسته قابِ تو وای که بویِ خون دهد روضۀ آب آبِ تو یک دو خط از مقتلتان کُشت تمامِ خلق را با دلِ تو چه میکـند اینهـمه از کتابِ تو از کَـفَـنم بـلـند شـد بـوی کـبابِ جـگـرم سوخـتهام زیرِ لـحد از جـگـر کـبابِ تو شُکر که دستِ ما نبود این عطش حسین جان لطف دعای مـادر و گریۀ مستجابِ تو فیض تو میرسد اگر گوشه نشین هیئَتیم از سـرِ مـا نـمـیرود ســایـۀ آفـتـابِ تـو کاش مـدافـعِ حرم کـاش شهـیدِ این عـلم ما چه کـنیم نام ما ثـبت کـند حـسابِ تو شب به شب آمدیم تا مرحمِ سینهای شویم خانه خـراب تر شدیم پـایِ دلِ خرابِ تو آه که تازه مادری در دل آفـتاب سوخت وای که سوخت زینب از نالۀ یا رُبابِ تو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
شرح حال حضرت رباب در شهادت حضرت علی اصغر علیهالسلام
فریاد و ناله داشت ز شب تا سحر رباب چـشـمش شده پـیـالۀ خون جگـر رباب تازه عـروس خـانه مـولا چه پـیـر شد قـدش خـمـیـده است ز داغ پـسر رباب با گـریـه ربـاب هـمـه گـریـه میکـنـند آتـش زده به جان هـمه با شـرر رباب زینب به گریه گفت عزیزم دگر بس است تو گریه میکنی چه کند این پدر رباب؟ در خیمۀ رباب دگر قحط آب نیست... اینجا فـرات ساخـتـه با چـشم تر رباب
: امتیاز
|
























